تبلیغات
آنچه گذشت - وداع
 
آنچه گذشت
درباره وبلاگ


خدا کافیست


مدیر وبلاگ : من .
نویسندگان
نظرسنجی
نمره دوستان به وبلاگ و مطالب آن؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

وداع ...

برو ای دوست،  برو !

برو ای دختر پالان محبت بر دوش

دیده بر دیه ی من مفکن و نازم مفروش ..

من دگر سیرم .. سیر ! ..

بخدا سیرم از این عشق دو پهلوی تو پست!

تف بر ان دامن پستی که تو را پروردست

کم بگو، جاه تو کو !؟ مال تو کو برده ی زر

کهنه رقاصه ی وحشی صفت زنگی خر !

گر طلا نیست مرا، تخم طلا  !.. مَردم من !

زاده ی رنجم و پرورده ی دامان شرف

آتش سینه ی صدها تن دلسردم من !

دل من چون دل تو، صحنه ی دلقکها نیست !

دیده ام مسخره ی خنده ی چشمکها نیست !

دل من مأمن صد شور و بسی فریاد است

ضربانش: جرس قافله ی زنده دلان

طپش طبل ستم کوب، ستم کوفتگان

چکش مغز ز دنیای شرف روفتگان

تِک تِک ساعت، پایان شب بیداد است

دل من، ای زن بدبخت هوس پرور پست

شعله ی آتش شیرین شکن فرهاد است

حیف از این قلب، از این قبر طرب پرور درد

که به فرمان تو، تسلیم تو جانی کردم

حیف از آن عمر، که با سوز شراری جانسوز

پایمال هوسی هرزه و آنی کردم !

در عوض با من شوریده چه کردی ؟  نامرد

دل به من دادی؟ نیست؟

صحبت از دل مکن، این لانه ی شهوت، دل نیست

دل سپرد ن اگر این است ، که این مشکل نیست

هان ! بگیر، این دلت، از سینه فکندیم بدر

ببرش دور ... ببر !

ببرش تحفه ز بهر پدرت، گرگ پدر !

او رفت ...  من خودم او را فرستادم!

ولی پس از رفتن او احساس کردم که هیچ کس را واقعاً نمی توانم دوست داشته باشم

باور کنید  !  هیچ نمی دانستم، که با رفتن او عشق  من هم برای همیشه میمیرد

ولی چکار میتوانم بکنم .. رفته بود .. و هرچه داشتم .. با خودش، همراه خودش برده بود

و من دیر فهمیدم که چقدر دوستش داشتم ..!