تبلیغات
آنچه گذشت - باران بهار
 
آنچه گذشت
درباره وبلاگ


خدا کافیست


مدیر وبلاگ : من .
نویسندگان
نظرسنجی
نمره دوستان به وبلاگ و مطالب آن؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

مثل بارون بهار بی اراده ای

فکر می کردم مثل روزای قدیم هنوز خوبی، ساده ای...!

تو با احساس قشنگت یه کمی درگیری

دلتو نداده پس می گیری؟؟؟

خیلی آهسته می آی و تکیه گاهم می شی

تا می آم وابسته شم بهت، عزیزم می ری!!!

تو دورنگ نیستی ولی همچین یه رنگم نیسیتی

ساده نیستی می  دونم اما زرنگم نیستی

می بری صبر منو گاهی با حرفات اما

مال اون کسی که من بخوام باهاش بجنگم نیستی

تو هوای بازی در سر داری

غیر من همه رو باور داری

توی سینه ات جای دل انگاری

تکه های سنگ مرمر داری...!

پیش تو نوازش کردنو دوست دارم

پیش تو خواهش کردنو دوست دارم

با نگاه تو غرورم چه بی معنا شد

شاید این دلیل این شد که دلم تنها شد

زندگی کردنو با تو توقفس دوست دارم

زندگیمو بی تو قد یه نفس دوست دارم

با تو بودن خوب و بد فرقی نداره

هر چی هست، دوست دارم

چند وقته که هی می گم دوستت دارم

تو هم می گی خیلی منو دوست داری

ولی تا می گم دلم می خواد مال من باشی

می گی داری پاتو بیشتر ازحد خودت می ذاری

می گی حدت رو بدون ... میدونم

ولی تو چی از دلم میدونی؟؟؟

خیلی دوست دارم کنارم باشی

وقتی که می کنیم با هم اس بازی

همین الان یاد تو تو فکرمه

همین الان نه، همیشه فکرتم

اعتراف میکنم انگاری من به تو عادت کردم