تبلیغات
آنچه گذشت - رسم تنهایی
 
آنچه گذشت
درباره وبلاگ


خدا کافیست


مدیر وبلاگ : من .
نویسندگان
نظرسنجی
نمره دوستان به وبلاگ و مطالب آن؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

رسم تنهایی

شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی

تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا كردم

 تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعا كردم

 پس از یك جستجوی نقره ای در كوچه ی ابی احساس

 تو را از بین گلهایی كه در تنهایی ام رویید با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی ان چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم

همین بود اخرین حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

مریم چشمهایم را بروی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم

نمیدانم چرا رفتی، نمیدانم

شاید خطا كردم

و تو بی انكه فكر غربت چشمان من باشی

نمیدانم كجا، تا كی، برای چه

ولی رفتی

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید

و بعد از رفتنت یك قلب رویایی ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاكستری گم شد

و گنجشكی كه هر روز از كنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو اسمان چشمهایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت انگار كسی حس كرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

كسی حس كرد من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی كرد

كسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

 برگرد ؟!؟!...

 ببین زیبا كه سرنوشتِ انتظار من چه خواهد شد

بعد از این همه طوفان وهم و پرسش و تردید

از پشت قاب پنجره ارام و زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این بی وفایی هی بگو در رله عشق و انتخاب ان خطا كردم

و من در حالتی ما بین اشك و حسرت و تردید

كنار انتظاری كه بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی دل

میان غصه ای از جنس بغض كوچك یك ابر نمیدانم چرا ؟!؟

شاید به رسم عادت پروانگیمان

باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ ارزوهایت

دعا كردم.....